سيد محمد باقر برقعى

369

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

به ذوق حافظ شيراز و ميوه‌هاى بهشتيست * اگر كه سيب زنخدانت ، اى عزيز گزيدم عبور از نم‌نم باران دوباره نرم‌نرمك مىتراود نم‌نم باران * هوا آغشته مىگردد به عطر خرّم باران صداى دل‌نشين آب از هر گوشه مىآيد * بهار آهسته برمىخيزد از زير و بم باران ملائك مىرسند از آسمان‌ها با سبوى آب * پياپى جام گل پر مىشود از شبنم باران پيام سبز باران مىنشيند بر دل گل‌ها * به غير از گوش گل‌ها نيست ، آرى ، محرم باران كسى از آسمان آبى احساس مىآيد * به روى زخم گل‌ها مىگذارد مرهم باران نهاده ياس باران‌خورده سر به شانهء ديوار * شكوفا مىشود آرام‌آرام از دم باران درختان دست در دست نسيم آهسته مىرقصند * و مىريزند دامن‌هاى گل در مقدم باران دوباره مىرسند از راه ، مرغان سفركرده * سرود شوق مىخوانند در پيچ و خم باران و با ياد تو اى هم‌صحبت شبهاى بارانى * دلم پَر مىكشد پَر ، در هواى خرّم باران تماشاييست گلدانهاى باران‌خوردهء چشمم * خوشا چشمى كه مىگردد به يادت همدم باران